من این سایتی رو که معرفی می کنم سایت اهدای عضو است
که به این قراره که اگر شما خدایی نکرده بعد از ۱۰۰ سال (البته اوون موقع
پوسیدین) یه اتفاقی افتاد و مرگ مغزی شدین بعد از کارها لازم که مطمئن می شوند
که به رحمت خدا رفتید اعضای بدنتون رو به دیگران می بخشند اگر در این سایت عضو
شوید هم جون چند نفر رو در صورت مرگ مغزی نجات دادین هم اونایی که به این اون
دنیا معتقدند یه کاری برای اوون دنیاشون کردن
راستی مرگ مغزی را با کما اشتباه نگیرید تمام اونایی که مرگ مغزی می شن رو
بعد از اعلام مرگ مغزی از دستگاه جدا می کنن و می زارنشون توی قبر ولی کما
فرق می کنه پس نترسین و مطمئن باشین اگه برین تو کما این کار رو باهاتون نمی
کنن
راستی اون قسمت کارت اهدای عضو برین من پارسال رفتم و خیلی سریع کارت رو
به من دادن
به امید این که همه اونایی که این رو می خوانن عضو شن و ترسو بازی درنیارن
قربونت شما جودی
معلوم نیست کی ریده رو سر این یارو
اینم حلقه ازدواج ۲۰۰۷ کم خرج و زیبا
ای ول شیرینی
جاده مخصوص هضم غذا
اینام انده کنسرتنا
ناز بشی
چه جیگریه این یکی
آخری ورژن ویندوز ایکس پی رسید
قربونه شما جودی
تقربا ً خوبه اما نه کاملا ً این جمله ای بود که آوار در جشن تولد هفت سالگیش گفت . او نگاهی به اطراف اتاق پر از بادکنک انداخت وگفت : ( رومیزی اگه به جای صورتی آبی بود , خوب می شد ) تقربا ً خوبه اما نه کاملا ً این جمله ای بود که آوار در بیست سالگی در مورد نامزدش گفت. نامزدی که اصلا ً نمی خواست باهاش ازدواج کنه, می گفت : ( آدم خوبیه ولی نه کاملا ً) تقربا ً خوبه اما نه کاملا ً این جمله ای بود که آوار وقتی در دبیرستان درس می داد گفت . او با دلتنگی و بی حوصلگی گفت : ( هیچوقت تمیز نمی نویسند تقریباً خوبه اما نه کاملا ً ) آوار در نودو نه سالگی درگذشت در آخرین لحظات از سادگی طرح کفپوش اتاقش ناراضی بود. مردم وقتی فهمیدند ناراحت شدند. همه گفتند ( حتما ً در بهشت راضی هست ) ( تقریباً خوبه اما نه کاملا ً )
|
این روزها روزهاییست که نفرین شدگان تاریخ , ساکنین تابوت جهنمی گره بر سرنوشت
انسان زدند این روزها انسان بی گناه این قرن دهشتناک باید نفرین کند نفرین شدگان
تاریخ را همانطور که خداوند نفرین کرد

الان من این لینک که براتون می گذارم برای اینه که ممکنه یه موقع سر و کارتون به مسیحیت بیافته لنگ نمونین
این یک دیکشنری لغات مسیحیت است.
http://www.farsinetwork.com/upload/Dictionary/
مساله همیشگی مورد بحث فلسفه وجود عشق است که ما بر خلاف همه میگوئیم هیچگونه عشقی برای انسان در مقابل انسان دیگر وجود ندارد حتی عشق مجنون بر لیلی یا شیرین و فرهاد و ... که ادیبان محترم بسیار سخن گفته اند و به ترتیب گفته اند و گفته اند تا در آخر وبلاگ نویسان هم گفته اند حال می خواهیم سوال کنیم چگونه گفته اند در حالی که چیزی وجود ندارد مگر نه اینکه عشق ٬ انسان نا قص را تکامل بخشد و از تکامل روح در جسم ناقص٬ دیوانه شود و حقیقت را در یابد همانطور که مولانا گوید :
درعشق که جز می بقا خوردن نیست جز جان دادن دلیل جان بردن نیست
گفتم که ترا شناسم آنگه میرم گفتا که شناسای مرا مردن نیست
پس اگر عشق را باعث تکامل انسان دانیم ( که همانا رسیدن به حقیقت اصل تکامل است ) و انسان که موجود است چگونه با موجودی دیگر به تکامل رسد . پس در اینجا موجود محتاج به اصل وجود است و همانا اصل وجود پروردگار باشد که کامل است پس عشق تنها بر اوست که می تواند موجود را به وجود رساند . حال برای اینکه کلمه ای داشته باشیم تا جای خالی عشق را برای انسان پر کنیم پسندیده ترین لغت ٬ دوست داشتن است که انسان در برابر انسان فراتر از نمی تواند برود.
(۱۷۷۰-۱۸۳۱) فیلسوف آلمانی بود.او در اشتوتگارت بدنیا آمد. از کودکی بسیار مطالعه میکرد و در این کار از حمایت و تشویق مادرش برخوردار بود. پدرش کارمند دولت بود. او به مدرسه دینی پروتستان میرفت و در آنجا با فردریش شلینگ و فردریش هولدرلین همکلاس و دوست بود. این سه تن باهم در توجه به انقلاب فرانسه و انتقاد از فلسفه کانت همراه بودند.
هگل را می توان آخرین فیلسوف ایدئالیسم دانست. هگل را باید از دیدگاه شاگردانش که یکی از بزرگترین کسانی که از او یاد گرفت و او را دوباره بازتعریف کرد یعنی مارکس نگاه کرد.مارکس می گوید هگل را از روی سر بر روی پا هایش قرار داد بدن معنا که فلسفه او را و روش او را که دیالکتیک بود به نحوه پویا تری سرانجام بخشید. مارکس روش دیالکتیک هگل را که بر اصل تضاد برقرار بود در عرصهٔ زندگی بشری وارد کرد.دیالکتیک فلسفه هگل عبارت بود از انتزاعی که برای وقایع تاریخی و رویدادهای تعیینکننده در تاریخ که در آن دو نیروی متضاد در برابر هم قرار میگیرند. مثال: یک آونگ را در نظر بگیرید هر گاه از تعادل خارج شود به اوجی در یک سمت می رسند سپس با سرعتی افزوده به سمت دیگر خواهند رفت و اگر نیرویی به ان وارد نشود این بار کمتر از بار قبل منحرف می شوند تا در نهایت به تعادل می رسد. همین در جامعه انسانی از مسائل اجتمائی تا مسائل روز مره و تصمیمات ساده اتفاق می افتد.
بدین معنی که هر تصمیمی وقتی در یک سمت از واقعیت قرار می گیرد منجر به صحیح به نظر رسیدن سمت دیگر واقعیت می شودولی به هر حال روزی این نوسان به تعادل(یافتن واقعیت) می انجامد
پاسارگاد به زیر آب رفت ...

ای کاش حداقل به خارجیانِ بیتمدن(!!!)، که از داشتن چنین گنجینههایی محروماند، این اجازه را میدادیم تا در حفظ داشتههای ما کوشا باشند و این آثار را به ایشان افتخاری هدیه میکردیم. چون انگار ما هیچ احتیاجی به آنها نداریم..!! حداقل آبرومان حفظ میشد.

| حرفه ها را بهتر بشناسيم |
|
حسابدار: کسي است که قيمت هر چيز را ميداند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند
بانکدار: کسي است هنگامي که هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد
مشاور : کسي است که ساعت شما را از دستتان باز مي کند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است
سياستمدار: کسي است که مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي که شما براي اين سفر لحظه شماري کنيد
اقتصاددان: کسي است که فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي که ديروز پيش بيني کرده بود امروز اتفاق نيفتاد
روزنامه نگار: کسي است که 50% از وقتش به نگفتن چيزهايي که مي داند مي گذرد و 50% بقيه وقتش به صحبت کردن در مورد چيزهايي که نمي داند
رياضيدان : مرد کوري است که در يک اتاق تاريک بدنبال گربه سياهي مي گردد که آنجا نيست
هنرمند مدرن: کسي است که رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد
فيلسوف : کسي است که براي عده اي که خوابند حرف مي زند
استاد : کسي است که کاري ندارد ولي حداقل مي داند چرا
روانشناس : کسي است که از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد که همسرتان مجاني از شما مي پرسد
معلم مدرسه : کسي است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد
جامعه شناس : کسي است که وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي کنند ، او به مردم نگاه مي کند
برنامه نويس: کسي است که مشکلي که از وجودش بي خبر بوديد را به روشي که نمي فهميد حل مي کند |
| آیا خدا شیطان را خلق کرد؟ |
|
آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟!
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"
|